گفتگو اخبار مقاله ها کتاب ها

 

 نگذاریم احمدی‌نژادیسم بازگردد
 اگر احمدي‌نژاد تاييد صلاحیت شود، با روحاني به دور دوم انتخابات مي‌روند.
 تاثیر فقدان هاشمی همچون رد صلاحیتش است
 پیام تسلیت صادق زیباکلام در پی درگذشت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی
 گزارش سخنرانی صادق زیباکلام در پارلمان بریتانیا: گام‌های کوچک برای اصلاحات سیاسی
 اربعین را سیاسی نکنیم
 مردم سالاری دینی در ایران و مردم سالاری لیبرال در آمریکا
 جريان آمريكاستيز از پيروزي ترامپ خوشحال است.
 کارنامه ناموفق نظامیان در اقتصاد
 پاسخ به صادق زيبا‌كلام: از يك «ليبرال» بعيد است!
 پاسخي به «پاسخ صادق زيباكلام»
 توجيهات آقاي زيباكلام!
 

 

 

تاریخ انتشار : 1395/10/03

خسته از برجام، بی‌اشتیاق به هسته‌ای (۲): “جامی که به دست توست کج‌دار و مریز”

 فرارو

اول دی ماه ۱۳۹۵

بخش اول از یادداشت «خسته از برجام، بی‌اشتیاق به هسته‌ای»: سمفونی «شکست برجام» به رهبری صداوسیما

بخش دوم:

 سیزده سال پیش بود که ماجرای هسته‌ای شروع شد و بسیاری از ایرانی‌ها روحاً و جسماً دیگر از داستان هسته‌ای و مسائل مرتبط با آن ازجمله برجام بعد از سیزده سال واقعاً خسته شده‌اند. سیزده سال پیش و اتفاقاً در یک چنین روزهایی بود که شایعه‌ای به راه افتاد مبنی بر اینکه ایران سرگرم فعالیت‌های هسته‌ای می‌باشد. سرانجام در سالگرد جشن انقلاب ۲۲بهمن در سال۱۳۸۲ آقای خاتمی در سخنرانی‌اش رسماً اعلام نمود که ایران مدت‌هاست که سرگرم فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای می‌باشد. هیچ‌گاه هم البته مقامات رسمی ایران توضیحی ندادند که با توجه به اینکه ایران بعد از جنگ و از ابتدای دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی شروع به فعالیت‌های هسته‌ای نموده و با توجه به اینکه فعالیت‌هایش در چارچوب عهد و میثاق‌های بین‌المللی می‌بوده، چرا پس مخفیانه فعالیت می‌کرده و آن را به اطلاع آژانس نرسانیده؟ هیچ‌گاه هم پاسخ قانع‌کننده‌ای در این خصوص از سوی مقامات ایرانی ارائه نشد. بعضاً گفته شد که بنا داشتیم پس از تکمیل نطنز و آب سنگین اراک، آژانس را در جریان قرار دهیم؛ بعضاً گفته شد که تا آن مرحله ما مجبور نبودیم که آژانس را در جریان بگذاریم؛ بعضاً گفته شد که چون می‌دانستیم غربی‌ها بانفوذی که در آژانس دارند کارشکنی خواهند کرد، می‌خواستیم بعد از پایان کار به آژانس اطلاع دهیم وقس‌علی‌هذا؛ اما این ابهام و تردید در خصوص فعالیت‌های هسته‌ای کشور از همان ابتدا به وجود آمد که اگر به‌راستی ایران مسئله‌ای برای پنهان کردن از آژانس نمی‌داشته، چرا پنهانی فعالیت می‌کرده و چرا آژانس را در جریان فعالیت‌هایش قرار نداده بوده؟ به‌هرحال پس‌ازآنکه مجاهدین خلق فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به آگاهی آمریکایی‌ها رسانیدند، مناقشه هسته‌ای ایران رسماً شکل گرفت. رویکرد اصلاح‌طلبان در دو سال آخر دولت آقای خاتمی در قبال پرونده هسته‌ای‌مان سیاست «کج‌دار و مریز» بود. معتقد بودند که برنامه هسته‌ای کشور را به‌گونه‌ای می‌بایستی به‌پیش ببریم تا تبدیل به یک بحران و یک رویارویی میان ما و غرب نشود. بعضاً یک مقداری عقب‌نشینی کنیم، بعضاً یک مقداری پیشروی بمانیم، داوطلبانه غنی‌سازی را به مدت دو سال تعلیق نمودند وقس‌علی‌هذا.

 اما آقای احمدی‌نژاد که در انتخابات ریاست جمهوری تیرماه ۸۴ به پیروزی شگفت‌انگیزی نائل شده بود، هنوز در پاستور مستقر نشده بود که سیاست اصلاح‌طلبان را در خصوص هسته‌ای بنیاداً دگرگون ساخت. او نه‌تنها سیاست «کج‌دار و مریز» را کنار گذارد، بلکه رسماً اعلام داشت که سیاست هسته‌ای قبلی «خیانت» بوده و او بنا دارد تا با تمام وجود و تمام سرعت برنامه‌های هسته‌ای کشور را به‌پیش ببرد. غربی‌ها هم پرونده هسته‌ای ایران را از شورای حکام در وین به شورای امنیت در نیویورک انتقال دادند و به دنبال آن قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران یکی پس از دیگری صادر شدند و تحریم‌های همه‌جانبه از اواخر دهه ۱۳۸۰ به جریان افتاد. آقای احمدی‌نژاد قطعنامه‌ها را «ورق‌پاره» خواندند و در خصوص تحریم‌ها هم گفتند که «تحریم‌ها باعث تقویت بنیان اقتصادی کشور خواهد شد» و به همراه سایر رهبران اصولگرا از تحریم‌ها به‌عنوان «یک فرصت تاریخی برای سازندگی کشور، خودکفایی و بر روی پاهای خود ایستادن» یادکردند. بعلاوه استدلال نمودند که «تحریم‌ها برای ملت بزرگوار ایران موضوع تازه‌ای نیست و ما از فردای انقلاب با تحریم مواجه بوده‌ایم.» در یک‌کلام هسته‌ای به‌سرعت در دوران حاکمیت همه‌جانبه اصولگرایان تقلیل یافت به یک ابزار و وسیله‌ای در دست تندروها و جریانات آمریکاستیز به‌منظور گسترش آمریکاستیزی و دشمنی با غرب.

 در تمام ۸ سالی که اصولگرایان سکان هدایت کشتی سیاست خارجی ایران را در دست داشتند، از هسته‌ای در جهت تداوم ضدیت با غرب و بالأخص آمریکا بهره‌برداری می‌شد. صورت‌مسئله مناقشه هسته‌ای را اصولگرایان هرگز اجازه ندادند آن‌گونه که واقعاً می‌بود در ایران مطرح شود. مشکل غرب با برنامه هسته‌ای ایران بر سر آن بود که آن‌ها نگران توان بالقوه ایران در جهت ساخت سلاح هسته‌ای بودند. هر کشوری که بتواند اورانیوم را سه درصد غنی‌سازی نماید که موردنیاز سوخت راکتورهای تولید برق می‌باشد، آن کشور هرگاه که اراده کند می‌تواند به فاصله یکی، دو سال اورانیوم را در حد بالای ۹۰ درصد که برای ساخت سلاح هسته‌ای موردنیاز است ایضاً غنی‌سازی نماید؛ بنابراین غربی‌ها نگران توان بالقوه غنی‌سازی ما و هر جنبه دیگری که می‌توانست در جهت ساخت سلاح هسته‌ای قرار بگیرد بودند. البته این توان در خصوص هر کشور دیگری هم که چرخه غنی‌سازی را کامل می‌کند وجود دارد؛ اما سؤال اصلی آن بود که چرا این نگرانی در خصوص کشورهای دیگر که دانش غنی‌سازی را به دست می‌آورند وجود ندارد و چرا فقط در خصوص جمهوری اسلامی ایران این نگرانی وجود می‌داشت و غربی‌ها خواهان کنترل، محدودسازی و نظارت خیلی دقیق بر برنامه‌های هسته‌ای ما هستند؟ متأسفانه در تمامی دوران ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد که مناقشه هسته‌ای جریان داشت، اصولگرایان پاسخی که به این سؤال می‌دادند، پاسخی انحرافی می‌بود. پاسخ آن‌ها این بود که چون هسته‌ای باعث پیشرفت و ترقی گسترده‌ای در اقتصاد، صنایع و توسعه کشور می‌شود و چون غربی‌ها دشمن ما هستند، پس بنابراین نمی‌خواهند و نمی‌گذارند که ما به دانش هسته‌ای دست پیدا کنیم و یک‌شبه ره صدساله را در علم و فن‌آوری و رشد و توسعه کشور را طی کنیم؛ بنابراین برای جلوگیری از پیشرفت و ترقی ایران و برای اینکه نگذارند ما موفق شویم تا از نیروی هسته‌ای بتوانیم در تولید برق استفاده کنیم بعلاوه به سایر فن‌آوری‌های پیشرفته هسته‌ای دست پیدا کنیم، لذا با برنامه‌های هسته‌ای ‌ ما مخالفت می‌ورزند. درحالی‌که صورت‌مسئله از اساس چیز دیگری می‌بود. اصل مناقشه همان‌گونه که گفتیم نه بر سر دست‌یابی ایران به توان هسته‌ای می‌بود و نه بر سر پیشرفت‌هایی که درنتیجه برخورداری از توان هسته‌ای در کشور به وجود می‌آمد بلکه غربی‌ها نگران توان بالقوه ایران در جهت تولید سلاح هسته‌ای می‌بودند. ما تنها پاسخی که در قبال این نگرانی غربی‌ها ارائه می‌دادیم آن بود که «اسلام با تولید سلاح هسته‌ای مخالف است.»

 اینکه چرا این نگرانی در خصوص هیچ کشور دیگری وجود ندارد اما غربی‌ها نگران تولید سلاح هسته‌ای در ایران هستند بازمی‌گردد به سیاست ایران مبنی بر نابودی کشور اسراییل. غربی‌ها نگران توان بالقوه کشورهای دیگری که همچون ایران فعالیت هسته‌ای داشته و غنی‌سازی انجام می‌دهند، نمی‌باشند. چراکه هیچ‌یک از آن‌ها تهدید نکرده‌اند که کشور دیگری به نام اسراییل را می‌خواهیم نابود سازیم؛ اما جمهوری اسلامی ایران رسماً اعلام کرده که کشور اسراییل را می‌خواهد نابود نموده و از روی صفحة روزگار محو نماید؛ بنابراین علت مخالفت و نگرانی غربی‌ها از برنامه‌های هسته‌ای ما برخلاف آنچه اصولگرایان در ۸ سال آقای احمدی‌نژاد تبلیغ می‌کردند به‌واسطه آن نبود که برنامه‌های هسته‌ای باعث جهش اقتصادی و پیشرفت‌های علمی می‌شوند. اگر برنامه‌های هسته‌ای می‌توانستند باعث جهش و پیشرفت‌های اقتصادی در کشورها شوند، کره شمالی، ترکمنستان، پاکستان، قرقیزستان، قزاقستان و برخی کشورهای دیگر که ازنظر پیشرفت‌های هسته‌ای خیلی جلوتر از ایران هم هستند امروزه می‌بایستی در ردیف کشورهای موفق صنعتی می‌بودند؛ اما کافی است این کشورها را با امثال مالزی، ترکیه، هند، برزیل، آرژانتین، کره جنوبی، تایوان، سنگاپور و... مقایسه کنیم تا معلوم شود که نه غنی‌سازی و نه هیچ‌یک از جنبه‌های دیگر هسته‌ای فی‌نفسه باعث رشد و شکوفایی هیچ کشوری نمی‌شوند.

 اما اصولگرایان هم سعی کردند که این‌گونه به مردم القاء کنند که هسته‌ای باعث پیشرفت‌های محیرالعقول برای کشور می‌شود و هم سعی کردند تا فعالیت‌های هسته‌ای کشور را در هاله‌ای از قداست انقلابی و عواطف و احساسات ناسیونالیستی قرار بدهند. به‌نحوی‌که مردم باور کنند که غربی‌ها با زورگویی می‌خواهند جلوی پیشرفت‌های ایران را بگیرند؛ می‌خواهند ایرانی‌ها را از حق برخورداری از دانش هسته‌ای محروم نمایند؛ می‌خواهند جلوی رشد و ترقی ایرانیان را بگیرند و همه این‌ها به‌واسطه آن است که مردم ایران می‌خواهند مستقل باشند؛ می‌خواهند بر روی پاهای خودشان بایستاند و نمی‌خواهند وابسته به غرب و آمریکا باشند.

 سیاست‌های هسته‌ای اصولگرایان و درست‌تر گفته باشیم، بهره‌برداری سیاسی اصولگرایان از مناقشه هسته‌ای در جهت پیشبرد اهداف و اغراض غرب‌ستیزی و آمریکاستیزی، بهاء سنگینی برای منافع ملی کشور در پی داشت. ایران در بسیاری از موارد به‌واسطه دشمنی و رویارویی با غرب مجبور می‌شد که همه‌چیز را خود از ابتدا طراحی کرده و بسازد درحالی‌که ما می‌توانستیم با همکاری آژانس و سایر کشورهای پیشرفته‌ هم از فن‌آوری‌های پیشرفته‌تر برخوردار شویم و مهم‌تر آنکه می‌توانستیم با هزینه‌های به‌مراتب کمتری برنامه‌های هسته‌ای‌مان را تکمیل نماییم. هیچ‌کس نمی‌تواند برآورد نماید که برنامه‌های هسته‌ای‌ که مجبور شدیم همه قسمت‌های آن‌ها از صفر خودمان طراحی کنیم و بسازیم، بعلاوه قسمت‌هایی از آن‌ها با بهای سنگینی از بازار قاچاق بین‌المللی تهیه نماییم و بالاخره اینکه چند سال هم کل اقتصاد کشور با تحریم‌های کمرشکن روبه‌رو بود، چه هزینه هنگفتی بر اقتصاد کشور وارد ساخته. ازآنجاکه کل برنامه‌های هسته‌ای‌مان از ۸۴ به این‌سو در شرایطی انجام می‌گرفت که در تخاصم با کشورهای غربی و تحریم‌ها روبه‌رو می‌بودیم، بنابراین جدای از آنکه مجبور بودیم همه‌چیز را خودمان طراحی کنیم و بسازیم، درعین‌حال مجبور بودیم همه‌چیز را هم مخفیانه و در اعماق زمین راه‌اندازی کنیم که اگر موردحمله هوایی غربی‌ها قرار گرفتیم نتوانند به‌راحتی تأسیسات ما را هدف قرار بدهند. به همین منظور مجبور شدیم در عمق ده‌ها متری زیرزمین ده‌ها هزار مترمربع تأسیسات گران‌قیمت در فردو بسازیم. تأسیساتی که علیرغم هزینه‌های هنگفتی که برای ساخت آن صورت گرفت امروزه و با توجه به توافق هسته‌ای که صورت گرفته، دیگر کارایی چندانی ندارند و عملاً به‌صورت «انبار» درآمده‌اند. ایضاً میلیاردها دلار که صرف ساخت 19 هزار سانترفیوژ گردید که بیش از دوسوم آن جمع شده و در انبار هستند تا ۱۰ الی ۱۵سال دیگر مورداستفاده قرار گیرند. حاجت به گفتن نیست که با توجه به پیشرفت فن‌آوری غنی‌سازی، سانترفیوژهای ۱۰ یا ۱۵ سال آینده آن‌قدر پیشرفته شده‌اند که سانترفیوژهای امروزی را می‌بایستی در موزه‌ها نگهداری نمود.

 علیرغم همه این ضرر و زیان‌ها که بسیاری از آن‌ها قابل‌پیشگیری هم می‌بودند، تندروها همچنان از برنامه‌های هسته‌ای کشور دست‌کم تا به روی کار آمدن دولت آقای روحانی و برجام دفاع می‌کردند. آن‌ها در اوج مناقشه هسته‌ای با غرب در دوران آقای احمدی‌نژاد، در سخنرانی‌ها و موضع‌گیری‌هایشان که در خصوص برنامه‌های هسته‌ای و ضرورت هسته‌ای شدن کشور اظهار می‌داشتند تبلیغ می‌کردند که «هسته‌ای چهره علمی و صنعتی کشور را زیرورو خواهد کرد»؛ «هسته‌ای باعث ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران در منطقه خواهد شد» و «چون غربی‌ها نمی‌خواهند که ایران پیشرفت نموده و به عضویت باشگاه هسته‌ای درآید، لذا با برنامه‌های هسته‌ای‌ ما مخالفت می‌ورزند.» اما ما چاره‌ای نداریم الا اینکه با تمام توان برنامه‌های هسته‌ای‌مان را پیش ببریم. هم خود اصولگرایان و هم بسیاری از مردم این تبلیغات را باور کرده بودند. ازآنجاکه به‌جز روایت حکومتی از فعالیت‌های هسته‌ای کشور، هیچ قرائت و روایت دیگری وجود نداشت، لذا برای بسیاری از مردم هزینه‌های هنگفتی که بابت هسته‌ای می‌شد درست می‌بودند و اجتناب‌ناپذیر.

ارسال نظر :  
نام :
پست الکترونیک :
نظر :

 

 

تمامی حقوق مادی و معنوی وب سایت متعلق به دکتر زیبا کلام می باشد . طراح سایت : شرکت ایران طراح