بنده در يکي از پاراگراف هاي آن يادداشت تمايزي ميان «قهرمان» بودن و «پهلوان» بودن قائل شده بودم. قهرماني را به معناي اخذ طلا و اول شدن گرفته بودم در حالي که پهلواني مقوله يي افزون بر صرف اخذ طلا در سکوهاي بين المللي است. از برخي از قهرماناني که طلا گرفته و قهرمان شده اند به عنوان مثال ياد کرده بودم که از جمله يادشدگان عليرضا دبير بود و آنان را برابر پهلواني غلامرضا تختي نشانده بودم. گلايه آقاي دبير آن بود که آوردن نام ايشان در آن مجموعه زهي بي دقتي، کم لطفي و بي توجهي بوده چرا که اعتقاد دارند تفاوت هايي ميان آن افراد هست که در قرار دادن همه آن نام ها در کنار يکديگر، آن تفاوت ها ناديده گرفته شد.
بنده خدمت ايشان توضيحات مفصلي دادم که مراد بنده به هيچ روي آن نبوده که جملگي آن اسامي يکسان هستند و اساساً هيچ کدام آنها را فرداً فرد نمي شناسم. از آن روزنامه محترم استدعا دارم اين مطلب را منعکس نمايند که بنده شخصاً براي آقاي دبير احترام فراواني قائلم و مقدم بر کشتي، قهرماني، مدال طلا و عضويت شوراي شهر تهران مشاراليه را يک معلم دانشگاه مي دانم. به هيچ روي قصدم نه استخفاف دبير عزيز و نه اسائه ادب به آن وجود شريف و معلم نبوده است. اگر نوشته ام همين احساس را براي ايشان پيش آورده صميمانه پوزش مي طلبم و متواتراً تصريح مي نمايم که بالمره چنين قصد و غرضي نداشته ام.