پیام رئیس جمهور آمریکا به مقامات ایران به نظر می رسد که در بر گیرنده دو نکته محوری است. نکته اول اینکه بستن تنگه هرمز خط قرمز آمریکاست. به عبارت دیگر، اگر ایران به هر دلیلی تنگه هرمز را ببندد، آمریکا مجبور خواهد شد مداخله کرده و آنرا باز کند. باز کردن هم یک معنا بیشتر ندارد و آن هم عبارتست از به کار گرفتن نیروی دریایی. این یعنی درگیر شدن نظامی با ایران. بنایراین اوباما دارد می گوید که بستن تنگه هرمز به مثابه اعلام جنگ با آمریکا از سوی ایران است. او دارد می گوید که ما ایرانی ها در خصوص واکنش واشنگتن در قبال بسته شدن تنگه هرمز دچار خبط و خطا نشویم. عراقی ها هم در سال 1369 تصور می کردند اگر کویت را به اشغال خود درآورند، واکنش آمریکا ممکن است در حد اعتراض و یا صدور قطعنامه در محکومیت عراق در شورای امنیت باشد و غایت واکنش آمریکایی ها را در اعتراض دیپلماتیک می پنداشتند. شاید اگر صدام مطمئن بود که اشغال کویت موجب حمله نظامی آمریکا و سایر قدرت های غربی به عراق می شد، فکر و اقدام دیگری می کرد. اوباما در این بخش دارد به ما پیام می دهد که در واکنش آمریکا در قبال بسته شدن تنگه هرمز، یک وقت دچار حدس و گمان های نادرست و یا دست کم گرفتن واکنش آمریکایی ها نشویم. آنها دارند می گویند مصمم خواهند شد که تنگه هرمز را با کمک قوای نظامی شان باز کنند. یعنی نمی روند به سازمان ملل و علیه ما شکایت کنند و کار را به مسیر مذاکره و چانه زنی دیپلماسی نخواهند انداخت.
بخش دوم پیام اوباما کلی تر است. اگر بخش اول را تهدید بدانیم، بخش دوم شاخه زیتون است. در بخش دوم اوباما دارد می گوید که در عین حال آمریکا خواهان جنگ و درگیری نظامی با ایران نیست. آمریکا لزوما به دنبال آن نیست که مشکلات و مسائل فی ما بین دو کشور را از طریق جنگ و درگیری نظامی حل کند. برعکس اوباما در پیامش می گوید که خواهان آن است که مشکلات و مسائل فی ما بین دو کشور را از طریق گفت و گو و مذاکره حل و فصل کند. یا دست کم، آمریکا دارد به ما پیشنهاد می دهد که به جای چنگ و دندان به یکدیگر نشان دادن، به جای آنکه موشک ها و توان نظامی مان را به رخ یکدیگر بکشیم، بنشینیم و بر سر آنچه دارد ما را به سمت جنگ و درگیری نظامی سوق می دهد گفت و گو کنیم.
می ماند پاسخ ما. پاسخ ما چه باید باشد؟ یک پاسخ آنست که اساسا پاسخی ندهیم. هر کاری را که داریم انجام می دهیم همچنان قرص و محکم دنبال کنیم. به عبارت دیگر پاسخ مان به آمریکایی ها آن باشد که ما کار خودمان را انجام می دهیم و هر چه را که مصلحت دانستیم و خواستیم انجام می دهیم، شما هم هر کاری که از دستتان بر می آید فروگذاری نفرمائید. اما آیا این پاسخ، پاسخ درستی است؟ حتی اگر از نظر صرف دیپلماسی هم به مساله نگاه کنیم، می طلبد که پاسخ رسمی بدهیم. یک معنای پاسخ ندادن می تواند مبیّن آن باشد که ما باکی از شما نداریم و بیدی نیستیم که به این بادها بلرزیم و اگر مصلحت دانستیم تنگه هرمز را خواهیم بست و شما هم هر کاری خواستید انجام دهید. معنی دیگر پاسخ ندادن درست عکس این است. اینکه ما نگران شده ایم و قطعا به دنبال بستن تنگه هرمز نخواهیم رفت. و بالاخره یک شق سوم هم پاسخ ندادن پیدا می کند. اینکه ما پاسخی نداریم.
در عین حال می توانیم پاسخی بدهیم که از پاسخ ندادن صد پله بدتر باشد. می توانیم با کلی گویی، با گفتن اینکه ما زیر بار زور نخواهیم رفت، ما از آمریکایی ها نمی ترسیم، ما خواهان استقلال و پیشرفت هستیم، ما حقمان را می خواهیم، ما خواهان خلیج فارس عاری از قدرت های بیگانه هستیم، ملت شریف، نجیب و بزرگوار ایران در طول تاریخ خودش به هیچ کشوری تجاوز نکرده، ما سودای تجاوز به هیج کشوری نداریم، اما اگر کشور یا قدرتی سر سوزنی به ما نگاه چپ کند او را از روی صفحه روزگار جمع خواهیم کرد و قس علیهذا. این یعنی عملا جواب ندادن چون آمریکایی ها خصوصیات تاریخی ما را نپرسیده اند.
آنها یک پیشنهاد مشخص به ما داده اند که بر سر موضوعات مورد اختلاف و مناقشه حاضرند با ما مذاکره کنند و هیچ پیش شرطی هم برای گفت و گو قائل نشده اند. از ما نه خصوصیات تمدنی، تاریخی و فرهنگی مان را پرسیده اند و نه سوال کرده اند که اگر کشوری به شما تجاوز کرد شما چه خواهید کرد؟ پاسخ پرسش آنها هم علی القاعده یا این است که ما حاضر به گفت و گو هستیم و یا بر عکس، ما با شما گفت و گو نمی کنیم چون گفت و گو با شما را بی حاصل می دانیم. ممکن است برخی از شخصیت ها و جریانات پیام اوباما را حجتی بر صلابت و قدرت ایران از یک سو و ترس و زبونی آمریکایی ها از سوی دیگر بگیرند. از فردا در رادیو تلویزیون و جاهای دیگری که دارند، اعلام کنند که استکبار ترسید، آمریکایی ها جا زدند، ما یک کلام گفتیم تنگه هرمز را ممکن است ببندیم و لرزه و رعشه بر پیکر نظام سلطه افتاد و بروند به سر وقت ادبیاتی از این دست. شخصا فکر می کنم جای تامل و تعمق دارد که از پیام اوباما چنین برداشتی نکنیم. حتی اگر فرض بگیریم که آمریکایی ها از ما ترسیده اند و اوباما آن پیام را از روی ترس فرستاده، منافع ملی ما حکم می کند که پاسخ منطقی پیرامون موضوع به آمریکایی ها بدهیم. پاسخ منطقی ما بیشترین کمک و فایده را برای منافع ملی مان در بر خواهد داشت. چنین پاسخی سبب می شود تا بسیاری از رهبران سیاسی ، تحلیل گران و قدرت هایی که معتقدند ایران اهل منطق و گفت و گو نیست و می گویند به جز تحریم و باز هم تحریم های بیشتر، به جز محاصره، به جز تنگ تر کردن حلقه فشار علیه ایران و النهایه به جز حمله نظامی به این کشور راه دیگری برای مقابله با ایران اسلامی وجود ندارد، با مشکل مواجه شوند. پاسخ منطقی ما به معنای آن می شود که ما هم خواهان جنگ و درگیری نیستیم و ما هم معتقدیم که اگر بشود مشکلات و مسائل را بر سر میز مذاکره حل کرد، نه نیازی به جنگ است، نه نیازی به تحریم ها و نه نیازی به بستن تنگه هرمز